دور از تو |
|
| PersianBlog | Free Templates | Blogs List | |
قافله
سلام
نمیدونم چی بنویسم
چی بگم و چطوری بنویسم
چقدر زود گذشت
این جمله ی تکراری
چقدر زود گذشت
باورم نمیشه سالهای دور از تو یواش یواش داره بیشتر از سالهای با تو بودن میشه
باورم نمیشه سه سال گذشته باشه
یکی از خواننده ها ٣ سال پیش نوشته بود :
دور از تو ستون خانه غم شده ام
بار غم عالم همه بر دوش منست
میدونم دیگه عوض شدی و اصلا به اینجاها سر نمیزنی
ولی فقط یه چیزی رو بدون
گنجینه ای توی قلبم هست که حاوی دوران با تو بودنه
نه گردی بهش می نشینه نه غباری میگیره
زلال و شفاف و روشن
انگار مونده که غم توی وجودم جاودانه باشه
نمیدونم
این قافله ی عمر عجب می گذرد ....
| لینک | سهشنبه ٢٦ آبان ،۱۳۸۸ - ن . ب . ب |
بازگشت به قبل
سلام
نمیدونم به چند روز پیش برگشتم
فکر کنم بیش از ٩١٠ روز بشه!!!
ولی برگشتم بدون هیچ تغییر!
همه چیز همانطور هست که بود
حتی ذره ای هم تغییر نکرده ام
همچنان دوستت دارم
نمیدونم اینجا رو روزی دوباره پیدا میکنی یا نه
ولی فکر نمیکنم هیچ وقت سری بزنی
من برای دل خودم می نویسم
می نویسم که هروقت فکر کردی ذره ای از دوست داشتنم کم شده
بدان که سخت در اشتباهی
راحت ترم وقتی بدون خطاب های مرسوم بینمون باهات حرف بزنم
و راحت ترم وقتی بدونم ناشناس می نویسم و نمیخوانی
| لینک | شنبه ٢ خرداد ،۱۳۸۸ - ن . ب . ب |
امتحان سخت
خدایا میخوام توی این یادداشت خیلی رک و راست و صمیمی در باره امتحانها و امتحان نهایی و سوالهایی که توی امتحانها میدی باهات حرف بزنم
خدا جون از دستم ناراحت نشی من منظوری ندارم فقط دلم گرفته میخوام باهات راحت باشم شاید یکم خالی بشم
خدایا امتحانهایی که میگیری خیلی سخته
اقلا از همونایی که توی جزوه مون هست سوال بده
خدایا توی دانشگاه بعضی از استادا به دانشجوهایی که تنبلی میکردن . خوب جزوه نمی نوشتن یه بهونه هایی میاوردن تا ارفاق کنن
مثلا میگفتن راجع به فلان موضوع یه مطلب بیار ۵ نمره ...
خدایا میدونم که تو از این ارفاقها زیاد کردی
۱۰۰۰ تا راه گذاشتی برای نمره دادن
اینا رو همش رو میدونم
فقط حرفم اینه که کاش امتحانهای حضوری رو راحت تر میگرفتی
البته بعضی از مراقبهایی که گذاشتی بهمون میرسونن
ولی آخه خدا ما اینقدر حواس پرت هستیم که راهنمائیهای اونا رو هم یا نمیفهمیم یا اصلا گوشمون بدهکار نیست
آخه باورمون نمیشه که تو امتحان سخت بگیری
ولی وقتی که پیش میاد ....
خدایا اشکمون در میاد
خدایا خودت میدونی همه هم میدونن تو معلم معلمها و مراقب مراقبا هستی
خدایا تو بهترین استادی
خدایا اینا رو نمیگم که بهم نمره بدی
خدائیش اینا رو اعتقاد دارم
خدایا من برای نمره گرفتن نمیگم ولی تو چی؟
دلت میاد به شاگرد پر رویی مثل من نمره ندی؟
خدایا من با کمک مربیایی که فرستادی و مراقبها و با کمک همه سعی میکنم حتی
اگه شده ناپلئونی یا حتی با تک ماده هم شده رد نشم
ولی تو اونوقت بعد از امتحان نهایی که قبول شده ها جمع میشن توی باغ بزرگت برای شادی روت میشه بگی این شاگرده که می بینید با اینهمه التماس درخواستی که کرد من جوابش رو نمیدادم ؟
من که میدونم تو اینجوری نیستی
من که میدونم تو هوامو داری
پس بيا و خدائي كن و تا قبل از امتحان نهايي من رو براي اون امتحان آماده كن
خدايا تو به من برسون من به كسي نميگم
نميگم كه خدا به من رسوند
البته من نميگم ولي همه ميدونن :))
خدايا كمكم كن
خدايا امتحاني كه الان داري از من ميگيري خدائيش خيلي سخته
خدايا تحملم تموم شده
خدايا فكرم داره از كار مي افته
خدايا همه چيز داره يادم ميره
خدايا تو رو جون خودت كه ميدوني از همه چيز برام عزيزتري
خدايا تورو به جون اون عزيزي كه شده باعث امتحان سخت من
خدايا كمك كن كه هم اون درست رفتار كنه هم من
خدايا كمك كن ما به هم برسيم اونجوري كه تو دوست داشته باشي و ما هم لذت ببريم
خدايا ممنون
خدايا فدات بشم
| لینک | چهارشنبه ۱ آذر ،۱۳۸٥ - ن . ب . ب |
یادداشت فرشته - روز برفی - نازنینم
|
نازنینم.... به من نگاه کن این بار هم گناه ِ نگاه ِ تو ، پای ِ من
به من نگاه کن من به نگاهت محتاجم به لحظه لحظه ی بودنت به حس ناب و دوست داشتنی ات به تکرار دوستت دارم هایت به من نگاه کن نیاز مرا دریاب نیاز ِمن ،چیزی فراسویِ نیازهای ِهمیشگی ست.... به من نگاه کن هر جا که می روم تو را می بینم... همه جا بوی تو به مشام می رسد.... در تمام فضاها صدای تو طنین انداز است..... صدایت آرامش وجودم است صدایت را از من دریغ نکن... نگاهت را از من نگیر...... من تمام خوبیها را با تو تجربه کردم؛ میخواهم همان باشم که تو میخواهی؛ میخواهم به پاس این همه مهر و عشق،عاشق ترین باشم..... مهربانم، تو زیباترین واژه ی احساسی تو سرشار ازِ احساسی تو مهری، تو محبتی... اصلا ً تو ،خود ِ عشقی!! نمی دانم،زمین در گوشه ی دنیاست! یا دنیا در گوشه ی این زمین! فقط می دانم تو تمام ِ دین و دنیایم شده ای... به من نگاه کن، خوب گوش کن! خیلی دوستت دارم...... هر چقدر این دل را نهیب می زنم ؛ که دست از دلتنگی بردارد.آرام که نمی شود هیچ، بی تابتر ،بی قراری ات را می کند..... |
||
|
دوشنبه، 29 آبان، 1385
|
||
|
|||||||||
|
||||||
| لینک | چهارشنبه ۱ آذر ،۱۳۸٥ - ن . ب . ب |
از تو میگویم نازنین فرشته
|
مطلب زیر دوتا یاد داشت در وبلاگ قبلیه که زیر هم میارمشون یک موضوع را دوبار نوشته بودم ******************************************* یادش بخیر فرشته ی نازنینم یادته ؟ اون موقع ها به من میگفتی حالا که خدا ما رو اینجوری به هم رسونده بیا چگونگی آشنائی و با هم بودنمون رو بنویس؟ مثلا یه وبلاگ درست کن و توش خاطرات بنویس ؟ نمیدونم چرا ولی خیلی دوست داشتی ولی من چی؟ میدونی چرا اینکار رو نکردم؟ عزیزم ، فرشته ی مهربونم من اینکار رو نکردم بهت گفتم نوشتنم نمیاد آخه دلم نمیومد لذت با تو بودن ، با تو حرف زدن و حتی به تو فکر کردن رو با نوشتن خاطرات عوض کنم یعنی واقعا نوشتنم نمیومد نگاه جذاب تو ، صدای دلنشین تو ، سکوت تو ، حتی فکر و یاد تو
همه و همه برای من زیباترین لحظات را خلق میکرد پس چرا باید این لحظات را از دست میدادم؟ اما از روزی که آهنگ رفتن رو سر دادی از روزی که صحبت ازکمرنگ شدن وصالت دادی از روزی که کم کم ساز رفتن کوک کردی از وقتی که دنیا روی سرم خراب شد از وقتی که چشمه دیدگانم جوشان شد از زمانی که آب دیدگانم بند نیامد از وقتی بغض گلویم را رها نمیکند دلم مینویسه من نمینویسم من اصلا نمیدونم چی مینویسم من فقط اشک میریزم دلم میخونه دستم تایپ میکنه تو رو خدا از من دور نشو ذره ذره آب میشم خدایا من دوست دارم زنده بمونم چون فرشته من از صحبت مرگ خوشش نمیاد پس خدا جون به خاطر فرشته ام من رو با برگردوندن فرشته ام زنده نگهدار خدایا دوستت دارم چون فرشته خوشگل من رو تو آفریدی خدایا خوش بحالت که همه اینا مال توست خدایا امانت داده بودیش به من مگه بد نگهش داشتم که میخوای بگیری؟ خدایا اگه اذیتش کردم ناخواسته بود ببخشید خدایا غلط کردم قول میدم دیگه از گل نازکتر بش نگم خدایا از من نگیرش به حق کسانی که دلت نمیاد روشون رو زمین بزنی خدایا تو که از دل من آگاهی از تو که کم نمیشه پس فرشته ی منو از من جدا نکن خدایا ممنون |
||
***************************
|
||||||
| لینک | چهارشنبه ۱ آذر ،۱۳۸٥ - ن . ب . ب |
آنکه گويد از دل من راز کيست ؟
آنكه گويد از دل من راز كيست ؟؟؟؟؟؟؟ بشنويد اين صاحب آواز كيست ؟؟؟؟؟ ********************************************************* تو اگه دلت تنگ میشه به اون چه؟ اگه تو طاقت نداری گناه اون چیه ؟ اگه بی تاب شدی اون چه تقصیری داره ؟ اگه همه وجودت به هم ریخته چرا اون باید نگران باشه ؟ مگه خودت دلت همینو نمیخواست ؟ مگه خودت سالها دعا نکردی که خدایا هرچی دوست داره بهش بده ؟ مگه خودت از خدا نخواستی که خدایا فرشته ی من رو به آروزهای قشنگش برسون ؟ مگه تو توی نماز و دعا و شبهای نیایش و قدر و .... با اشک و آه براش دعا نمی کردی؟ مگه تو سالها بی وقفه برای برآورده شدن آرزوهاش و خوشبختیش به یاد اون و به عشقش صبحا بعد از نماز صبح براش زیارت عاشورا نمی خونی؟ مگه همیشه بش نمیگفتی آرزومه که تو با رسیدن به اون چیزایی که دوست داری ، تمام نگرانیهات رفع بشه؟ مگه تو همیشه دلت به حالش نمیسوخت ؟ مگه تو به خودت نمیگفتی آخه این فرشته ی پاک چه گناهی کرده که بخاطر من همش دلشوره داشته باشه؟ مگه همیشه برای این دلشوره خودت رو سرزنش نمیکردی؟ پس حالا حرف حسابت چیه ؟ همه دعاها و همه اون حرفات رو میخوای بزنی زیرش؟ میخوای بگی حرفمو پس میگیرم ؟ حالا فهمیدم چرا میگفتی دلم نمیاد دیگه زیارت عاشورام رو ادامه بدم از استجابت دعاهات پشیمونی؟ نه عزیزم پشیمون نباش ... قبلا هم بهت گفتم ، درسته که نسبت به آدمای خوب خیلی عقبی درسته که خدا بنده های خوبش رو دوست داره ولی اون بدا هم که بعضی وقتا دلشون میشکنه و اشکشون در میاد رو میبینه دلش براشون میسوزه به حرفاشون گوش میده اگه براشون خوب باشه حتما حرفاشون رو گوش میده پس اگه میبینی دنیا دیگه به کامت نیست سعی کن تحمل کنی خدا رو چه دیدی خدا دوست نداره بی دلیل بند هاش زجر بکشن دلت رو خوش کن به اینکه خدا بدت رو نمیخواد خدا تورو دوست داشته که دعاهات رو مستجاب کرده پس بازم میتونی دعا کنی بازم دعا کن بگو خدایا تو که اون رو به چیزی که دوست داشت رسوندی پس به همون قدرت لایزالت که هر کاری ازش میاد آخه این خواسته هم برای تو کاری داره؟ پس تورو به جون تمام فرشته های درگاهت تو رو به جون تمام آم خوبایی که دوستشون داری تو رو به جون خودت قسم میدم فرشته ی من رو ازم نگیر خدایا فرشته من به همه آرزوهاش برسه ولی چه منافاتی داره که کاری کنی از من دور نشه خدا جون قول میدم کاری نکنم که تو ناراحت بشی قول میدم سعی کنم بنده ی خوبی باشم سعی میکنم کاری نکنم فرشته ی مهربونم نگران بشه خدایا پس تو هم بمن برش گردون خدایا دلم میگیره همش خدایا اگه پیش تو گریه نکنم چکار کنم؟ خدایا فرشته ی من خوشش نمیاد من گریه کنم شایدم نگران میشه منم دوس ندارم نگرانش کنم پس کمکم کن پیشش گریه نکنم کمکم کن نذارم بفهمه چجوری آب میشم کمکم کن خدا آره عزیزم اینجوری با خدا حرف بزن انشالا جواب مثبت میده و خوشحالت میکنه | ||
| لینک | چهارشنبه ۱ آذر ،۱۳۸٥ - ن . ب . ب |
خدایا چکار کنم ؟
|
خدایا تو شاهد بودی که درست سر نماز صداش رو از راه دور شنیدم فهمید که نمیتونم درست و راحت باهاش حرف بزنم این دفعه نذاشتم بغضم رو بفهمه خدایا راستش از تو خجالت کشیدم فکر کردم دوباره زنگ میزنه خدایا خیلی خوشحال بنظر میرسید خدایا منم خوشحالم ای اینکه میبینم شاده خدایا میدونی چرا امروز بجای اینکه خطاب به فرشته ی نازنینم حرف بزنم دارم برای تو مینویسم ؟ آخه خدا جونم مطمئنم که تو وبلاگ من رو میخونی خدا جون اطمینان دارم که تو قبل از اینکه بنویسم میدونی چی میخوام بنویسم برای همین تصمیم گرفتم برای تو بنویسم هم قصه ی نا نوشته دانی هم نامه ی نا گشوده خوانی درسته که برای دونستن تو نیازی به نوشتن نیست ولی برای خالی شدنم از اینهمه بغض یه مرهمی میشه خدایا اومدم اینجا به تو بگم درسته که شادی فرشته آرزوی منه درسته که من از شادیش خوشحال میشم ولی این به این معنی نیست که منو یادش بره )): یا از من دور بشه خدایا چکار کنم تا دلم آروم بگیره خدایا امروز که از راه دور صداش رو شنیدم نتونستم حرف بزنم چرا دوباره کاری نکردی صداش رو بشنوم تا راحت حرف بزنم؟ خدایا به من بگو اون از اینکه با من باشه ناراحته؟ خدایا وقتی که به قرآنت رجوع کردم بهم قوت قلب دادی وقتی که به حافظ رجوع کردم بهم دلداری و امیدواری داد خدایا میدونی که من طاقت دوریش رو ندارم خدایا فکر میکردم گذشت زمان بی تابی من رو کم میکنه خدایا ولی از درون دارم می پکم خدایا کمکم کن
خدایا چکار کنم من میخوامش خدایا جون اونایی که دنیا رو بخاطرشون آفریدی خدایا از من دورش نکن خدایا اونی که توی ذهن منه رو برآورده کن خدایا به خوبی و خوشی این ماجرا را تموم کن خدایا من رو مثل روزای اول بهش برسون خدایا دیگه از من نگیرش خدا.........................یا چکار کنم ؟ |
||
| پیامهای محبت آمیز شما ( افتخار میدین نظر بدین؟ ) | لینک دائم | |
| لینک | چهارشنبه ۱ آذر ،۱۳۸٥ - ن . ب . ب |





